وبلاگ

با تفاوت‌های حیاتی استارت‌آپ و Business آشنا شوید

در ۲۳ شهریور ۱۳۹۵ توسط

اگر شما هم مثل من چند سال در وب فعال بوده باشید حتما خاطرتان هست که لفظ استارتاپ از چند سال پیش اینقدر باب شد و تقریبا آن را همه‌جا می‌شود شنید. برای مدتی هر کسی که حتی یک وب‌سایت ساده راه‌اندازی می‌کرد می‌گفت در حال راه‌اندازی یک «استارت‌آپ» هستم. حالا کاری ندارم که اصلا خیلی از چیزهایی که می‌بینیم نه کسب‌وکار اند و نه استار‌ت‌آپ؛ اما در این نوشته می‌خواهم تفاوت‌های هردو مدل را توضیح بدهم و کمی از تجربیاتم در این زمینه را با شما به اشتراک بگذارم.

startup

استارتاپ به چه معناست؟

برای مدتی همه کسب‌وکارها (در سایز‌ها و انواع مختلف)‌ به خود لفظ استارتاپ را نسبت می‌دادند. اما بگذارید تعریف آن را از Steve Blank نقل کنم:‌

یک استارتاپ، یک سازمان/گروه/تیم موقت است که به دنبال یک مدل کسب‌وکار، مقیاس‌پذیر و قابل تکرار است.

در واقع اولویت یک استارتاپ این است که بتواند در سریع‌ترین زمان ممکن، مدل کسب‌وکار خود را تست کند، آن را بهبود دهد، یک نمونه محصول قابل ارائه (MVP) ارائه کند و بتواند در مدت زمان بسیار کوتاهی، به جامعه کاربران زیادی دسترسی پید کند.

یک استارتاپ، اولویتش پیدا کردن و رسیدن به یک مدل درآمدی مقیاس‌پذیر (Scalable) است؛ این که بتواند با تعداد نیروی کم، یک کسب‌وکار بزرگ و دارای هزاران مشتری را مدیریت کند.

فرایند سرمایه‌گذاری برروی کسب‌وکارها و استارتاپ‌ها تا حدودی شبیه به هم است. اغلب خود موسس بودجه‌ای از سرمایه شخصی‌اش در نظر می‌گیرد و یا با کمک شتاب‌دهنده‌ها SeedFund را دریافت می‌کند.

برخی استارتاپ‌ها توسط سرمایه‌گذاران خارج از خود آن استارتاپ اصطلاحا Fund می‌شوند. این سرمایه‌گذاران که خود را سرمایه‌گذاران ماجرا جو یا ریسک‌پذیر می‌نامند، در چرخه‌های ۱۸ ماهه و پله (Stage) های مختلف برروی آنها سرمایه گذاری می‌کنند. به طور مثال در بدو بررسی و تایید ایده، ۳۰ میلیون تومان پول به اعضای آن استارتاپ می‌دهند تا بتوانند هزینه ۳ ماه زندگی خود را تامین کنند و برروی MVP تمرکز کنند (مرحله Seed Fund).

سپس ایده مجددا ارزیابی می‌شود و اگر تایید شد، سرمایه‌گذاری مرحله اول برروی آنها انجام می‌شود تا بتوانند در مدت ۱۸ ماه، به KPI = Key Performance Indicator های خود برسند. در این مرحله اولویت با رسیدن به اهدافی همچون تعداد کاربر فعال در سرویس و یا درآمد کسب‌شده و میزان بازدید ماهیانه (در وب‌سایت‌ها) است.

یک Business یا کسب‌وکار به چه معناست؟

اما تعریف Businessها به‌کل با استارتاپ‌ها متفاوت است. یک کسب‌وکار می‌بایست با یک مدل درآمدی قابل اتکا شروع به کار کند. اولویت او کسب درآمد و سرمایه‌گذاری مجدد برروی خودش است. مدل Business خیلی متکی به سرمایه خارجی نیست؛ زیرا اولویتش قبضه کردن بازار و آزمون و خطا نیست. بلکه می‌خواهد پول در بیاورد و با سرمایه خود، خود را گسترش دهد.

اغلب این Businessها، مقیاس‌پذیر یا Scalable نیستند و نیروی انسانی آنها به‌نسبت اندازه کسب‌وکارشان بیشتر خواهد شد. یعنی اگر ۱۰ مشتری و ۵ کارمند دارند، برای این که بتوانند به ۲۰ مشتری سرویس بدهند باید ۱۰ کارمند داشته باشند.

در واقع در یک استارتاپ، سرمایه‌گذاران برروی خود ایده و احتمال موفقیت آن سرمایه‌گذاری و گاهی ریسک می‌کنند. اما در یک کسب‌وکار،‌ سرمایه‌گذاران میزان درآمد کسب‌وکار برایشان مهم است. این که در حال حاضر چقدر درآمد دارید و اگر چند صد میلیون تومان سرمایه‌گذاری انجام شود، درآمد به کجا می‌رسد.

همچنین بخوانید:  با انواع مختلف بازاریابی آشنا شوید و از بین آنها بهترین کانال را انتخاب کنید

به‌طور مثال کسب‌وکاری همچون فرنیان که یک آژانس بازاریابی اینترنتی است، یک Business محسوب می‌شود نه یک استارتاپ. مدل درآمدی و کسب‌وکار ما Agency Model با کمی تغییر است. از محل درآمدهای خود شرکت برروی خودش سرمایه‌گذاری می‌کنیم و اگر سرمایه‌گذاری بخواهد وارد مجموعه ما شود، قطعا با او در رابطه با توسعه کسب‌وکار و افزایش درآمد شرکت صحبت خواهیم کرد نه قبضه کردن بازار.

کسب‌وکاری همچون فرنیان به ازای هر مشتری بیشتر، نیازمند نیروی انسانی بیشتر است. این مسئله، به‌کل برنامه بازاریابی و فروش مارا تغییر می‌دهد. اما کسب‌وکاری همچون jobinja.ir، می‌تواند با یک تیم ۱۰ نفره،‌ به بیش از ۱۰۰۰ مشتری مختلف خدمات بدهد.

این به شما برمی‌گردد که چه مدل کسب‌وکاری را ترجیح می‌دهید و دوست دارید با آن مدل فعالیت حرفه‌ای خود را آغاز کنید. اما دقت داشته باشید که خیلی اوقات استراتژی‌های این مدل‌ها، برای دیگری به‌هیچ‌عنوان مناسب نیست و می‌تواند باعث تخریب و یا تضعیف شما شود. فرض کنید با یک استراتژی استارتاپی برای کسب‌وکار غیرمقیاس‌پذیر خود بازاریابی کنید. سرازیر شدن هزاران مشتری که می‌خواهند مشتری شما شوند اما شما ظرفیت سرویس‌دهی به آنها را ندارید می‌تواند باعث بدنامی و ضربه خوردن شما شود.

یا اگر از استراتژی‌های Businessها بخواهید برای استارتاپ خود استفاده کنید، ممکن است بقدری دیر شما را به نتیجه برساند که دچار شکست شوید.

قطعا استراتژی‌های بازاریابی،‌ توسعه بازار و فروش هر کدام از مدل‌های کسب‌وکار با یک‌دیگر تفاوت دارند. اما این که بدانید شما در کدام دسته قرار می‌گیرید می‌تواند به شما کمک کند که بدانید چه چیزی می‌خواهید و چه چیزی برای شما بیشتر اهمیت دارد.

اگر نوشته‌ای که خواندید مفید بود، آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید:

دیدگاه‌ها/سوالات کاربران

واقعا مقاله خوبی بود
خیلی مفید بود

با این حساب اگر فرض بگیریم که این وجه تمایز درست باشه (که البته هنوز اونطور که باید در موردش قانع نشدم)، محتوایار هم یک کسب و کار محسوب میشه!
جالبه!
ممنون بابت اطلاعات. 🙂

با سلام مطلب جالبی در زمینه تفاوت استارت آپ و تجارت بود ، اولین بار بود با این دیدگاه به موضوع نگاه کرده بودیم . ممنون از شما

شما چه دیدگاهی دارید؟

    لطفا نکات زیر را در نظر داشته باشید:

  • لطفا دیدگاه/سوال خود را با زبان و کی‌برد فارسی ارسال کنید
  • لطفا از تبلیغ مستقیم وب‌سایت خود خودداری کنید
  • نظراتی که با چیزی به جز نام ارسال شده باشند تایید نخواهند شد حتی اگر مفید باشند

اینستاگرام فرنیان

در خبرنامه ایمیلی فرنیان عضو شوید

هر هفته یک ایمیل، شامل محتواهایی که باید در زمینه بازاریابی بخوانید!

در خبرنامه ایمیلی فرنیان عضو شوید

هر هفته یک ایمیل، شامل محتواهایی که باید در زمینه بازاریابی بخوانید!